حرفی تو دلم نیست
مردي به انتقام خون هزاران ستاره كه بر گردن خورشيد سنگيني مي كند
يك شب خورشيد را
در شرق آسمان بدار مياويزد
تا دشمنان ستاره بدانند
در زمين مرد شاعري هست
كه آفتاب ظالم را
دوست نمي دارد
و گلهاي هرجايي آفتاب گردان را
پر
پر مي كند ! ( مردي خورشيد را به دار مي آويزد ).
